۱۳ آذر ۹۷

شاید بتونم واقعا تنها لفظ «بچه‌بازی» رو به تجمع چند روز پیش دانشگاه بدم. گروکشی‌های کودکانه و تقلیل یک فاشیسم عقیدتی که در بین تشکل‌ها و تفکرهای غالب دانشگاه وجود داره به «تجمع غیرقانونی فلان تشکل و مقابله دانشجویان(!) با آن‌ها» ویا «اغتشاش تشکل ‌های دولت و اصلاح طلبان» نشانه‌ی خوبی از روحیه‌ی حق‌طلبی و حقیقت‌جویی که یک دانشجو باید داشته باشه نداره. وقتی هیچ‌کس مسئولانه به رفتارهاش توی تجمع نگاه نمی‌کنه و سعی نمی‌کنه خودش ویا حتی دیگری رو منطقی نقد کنه نهایتا شاهد این هستیم که نشریه‌های پی در پی برای کوبیدن جناح ساختگی رو به رو انتشار پیدا می‌کنه و آستانه‌ی صبر هرکس رو فرسایش می‌ده. به این وضعیت اسفناک خشونت‌های زیر خاکستری و عقده‌های فردی و نارضایتی عمومی رو با چاشنی مدیوم فضای مجازی وقتی قاطی می‌کنید چیزی جز میوه‌ی تعصب نمی‌چینیم.
من همه رو دعوت می‌کنم به گفت‌وگو و بازخوانی وقایع گذشته و دور شدن از پیش‌فرض هایی که داریم. پدیده‌ی چند روز پیش یک معادله‌ی ساده‌ی تک مجهولی نبود. پر از پارامتر، پر از خطا و پر از عصبانیت رو که گره رو همین‌جوری که جلو می‌ره کورتر می‌کنه.
واقعا نیازی نیست که هر جریان و تشکل سعی کنه که دیگری رو متهم کنه و پرچم خودشو بالا ببره. واقعا زیر این تهمت‌های همیشگی روح و روان و اعتماد دانشجو هست که نابود می‌شه. کی می‌خوایم یاد بگیریم که باید حرف بزنیم؟
پ.ن: پیرامون تجمع‌هایی که در ۱۳ آذر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر رخ داد حرف بسیار است. ولی چون اهمیتشون نسبت به چیزی که گفتم کمتره به ذکر نکته‌ی بالا اکتفا نموده و شما را به خدا می‌سپارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.